db5bb169 bb34 4946 9150 41812881edcd 1024x635 %پرچم دوزی الزهرا اصفهان

چند داستان درباره عظمت قرآن2

چند داستان درباره عظمت قرآن2

  • انّاله لحافظون

يحيى بن اكثم مىگويد: مأمون پيش از آنكه زمام خلافت را به دست بگيرد انجمن مناظره و مباحثه داشت.روزى يك يهودى زيباروى، خوشبو و نيكوجامه وارد مجلس مناظره شد و شروع به سخن كرد و به شيوايى سخن گفت.چون مجلس پايان يافت و جمعيت فروكش كرد مأمون او را طلبيد و گفت: اسلام را اختيار كن و مسلمان شو تا درباره تو چنين و چنان كنم.او گفت: دين من، دين پدران من است، بر من تحميل مكن كه آن را رها كنم.اين ماجرا گذشت تا سال بعد كه مسلمان شده بود.

پس شروع به سخن كرد و به صورت نيكو در فقه سخن گفت.پس از پايان مجلس، مأمون او را خواست و به او گفت: مگر تو همان رفيق ما نيستى كه يك سال پيش آمدى و اسلام را بر تو عرضه كرديم و نپذيرفتى؟ گفت: آرى ليكن من مردى خوشخط مىباشم، چون از اينجا رفتم سه نسخه را از تورات نوشتم و در مطالب آن كم و زياد كردم.سپس به بازار بردم و در معرض فروش گذاشتم و از من خريدارى شد.پس سه نسخه انجيل نوشتم و هنگام نوشتن از آن كم كردم و از پيش خود نيز افزودم.آنگاه آن سه نسخه انجيل هم از من خريدارى شد.سپس به سوى قرآن آمدم و سه نسخه از قرآن نوشتم و از آن كاستم و بر آن افزودم.آنگاه آن را نزد فروشندگان كتاب عرضه داشتم ولى آنان هر يك از قرآنها را كه باز مىكردند تا در آن نظر اندازند، همان جاهاى كم و زياد شده نمايان مىشد و آنان آن قرآنهاى ساختگى را به سوى من پرتاب كردند.من از اين رخداد يقين كردم كه قرآن كتابى محفوظ است و در معرض دستبرد نيست و از همين رو اسلام آوردم.او مىگويد: من در سفر حج سفيان بن عيينه را ديدم و داستان فوق را براى او نقل كردم.او گفت: مصداق اين مطلب در قرآن كريم است! گفتم: كجاى قرآن؟ گفت: آنجا كه در باره تورات و انجيل مىفرمايد:«بِما اسْتُحْفِظوا مِنْ كِتابِ اللهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ الشُّهَداءَ.»كه به تصريح اين آيه، حفظ كتب آسمانىِ پيش به عهده خود يهود و نصارا گذاشته شد و در نتيجه ضايع گرديد و ليكن درباره قرآن مىفرمايد:«اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَ اِنّالَهُ لَحافِظُونَ.»«همانا ما قرآن را نازل كرديم و حافظ او هستيم.»كه بر طبق معناى آيه، حفاظت قرآن را خداوند خود عهدهدار گرديده و از اين رو مصون و محفوظ مانده است.

  • فضيلت آموختن قرآن

شيخ طبرسى در تفسير مجمع البيان خبرى را چنين نقل كرده است كه: زمانى پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مىخواست سپاهى را براى جنگ مأموريت دهد.براى تعيين سپهدار يكايك ايشان را پيش خود مىخواند و از هر كدام مىپرسيد از قرآن چه مقدار آموختهايد؟ نوبت به جوانى رسيد كه سنش از همه كمتر بود.فرمود: از قرآن چقدر آموختهاى؟ عرض كرد: فلان و فلان سوره و سوره بقره را.فرمان داد حركت كنيد كه اين جوان امير شماست.عرض كردند: اين جوان از همه ما كوچكتر است! در جواب فرمود: ولى به همراه او سوره بقره است.(او صاحب اين امتياز است.)

  • فهم قرآن

شخصى به حضور امام صادق(عليه السلام) آمد و گفت: در قرآن دو آيه است كه من بر طبق دستور آن دو آيه عمل مىكنم ولى نتيجه نمىگيرم!امام(عليه السلام) فرمود: آن دو آيه كدام است؟ عرض كرد:اوّل:«اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ.»«دعا كنيد مرا تا اجابت كنم شما را.»دوّم: «وَ ما اَنْفَقْتُمْ مِنْ شىء فَهُو يُخْلِفُهُ وَ هُو خَيْرُ الرّازِقينَ.»«هر چيزى را در راه خدا انفاق كنيد، خداى جاى آن را پر مىكند و او بهترين روزى دهندگان است.»من دعا مىكنم و مستجاب نمىشود، و انفاق مىكنم ولى عوضش را نمىبينم!امام (عليه السلام) در مورد آيه اوّل فرمود: آيا فكر مىكنى كه خداوند از وعده خود تخلف كند؟ عرض كرد:نه.فرمود: پس علّت استجابت نيافتن دعا چيست؟ عرض كرد: نمىدانم! فرمود: ولى من به تو خبر مىدهم.كسى كه خدا را در آنچه امر به دعا كرده اطاعت كند و جوانب دعا را رعايت نمايد دعايش اجابت خواهد شد.او عرض كرد: جوانب و شرايط دعا چيست؟امام(عليه السلام) فرمود: نخست حمد خدا مىكنى و نعمت او را ياد آور مىشوى.سپس شكر مىكنى و بعد بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) درود مىفرستى سپس گناهانت را به خاطر مىآورى و اقرار مىكنى و از آنها به خدا پناه مىبرى و توجه مىنمايى.(امّا در مورد آيه دوّم) آيا فكر مىكنى خداوند خُلف وعده مىكند؟ عرض كرد: نه.امام(عليه السلام) فرموده: پس چرا جاى انفاق پر نمىشود؟ عرض كرد: نمىدانم.امام(عليه السلام) فرمود: اگر كسى از شما مال حلالى به دست آورد و در راه حلال انفاق كند، هيچ دِرهمى را انفاق نمىكند مگر اينكه خدا عوضش را به او خواهد داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو در سایت

سبد خرید

درحال بارگذاری ...
مقایسه محصولات
لیست مقایسه محصولات شما خالی می باشد!